بعضی راهها از جایی شروع میشن که هیچکس حتی فکرش رو هم نمیکنه.
برای من، ساردوت از خیلی سال قبل شروع شد؛ از همون روزهایی که با چوب و کارتن و گل برای عروسکهام خونه میساختم. روزهایی که جعبهی لوازم خیاطی مادرم رو زیر و رو میکردم تا برای خونههای خیالیم پردههای کوچیک یا برای عروسکم یه لباس تازه بدوزم.
اون موقعها اصلاً نمیدونستم یه روزی قراره برندی به اسم ساردوت به دنیا بیاد؛ فقط میدونستم ساختن، خلق کردن و جون دادن به چیزهایی که تو ذهنمه، خوشحالم میکنه.
سالها گذشت، ولی اون شوق بچگی هیچوقت از بین نرفت.
ساردوت از دل همون اشتیاق اومد؛ اشتیاق ساختن لباسهایی که فقط قشنگ نباشن، بلکه یه حس خوب هم با خودشون بیارن. لباسهایی که با دقت انتخاب و با عشق دوخته بشن و بخشی از روزهای خوب زندگی آدما باشن.
ساردوت برای من فقط یه برند نیست؛
شبیه همون عروسکیه که شبها محکم بغلش میکردم؛
براش خسته میشم،
نگرانش میشم،
به رشدش دل میبندم
و هر روز یه رویای بزرگتر براش میسازم.
هر لباس ساردوت قبل از اینکه به دست کسی برسه، بارها تو ذهن ما زندگی کرده؛ براش فکر کردیم، رویا بافتیم، تغییرش دادیم و با وسواس به جزئیاتش رسیدیم؛
چون باور داریم لباس فقط چیزی نیست که میپوشیم؛ یه تیکه از روایت زندگی ماست. همراه روزهای معمولی، قرارهای مهم، سفرها، شروعها و خاطرههایی که بعداً دوباره بهشون برمیگردیم.
شاید برای همین ساردوت برای من فقط یه کار یا کسبوکار نیست؛
طعم دوبارهی زندگیه.
خوشحالیم که بخشی از مسیر ساردوت رو با ما همراهید.